الان که دارم این متنو مینویسم چشام پراشکه... دارم زارزاربه حاله خودم گریه میکنم میدونی چقد سخته همیشه ادم توصورت بقیه بخنده اما دلش پردرد باشه... میدونی چقدسخته عشقت ازت برداشته بدبکنه بعدش حتی نخوادبراش توضیح بدی... من ازامروز صبح ساعت 6دردی تودلم هست که کسی نمیتونه درمانش کنه جزکسی که واقعا به خاطرش همه کارمیکنم میدونی چقدسخته عشقت باورنداشته باشه که دوسش داری.... میدونی چقدسخته که الان خونه تنهام.... حتی مامنم نیس که دردموبهش بگم... دلم میخوادبمیرم... ای خداچراواستادی؟ اون دیگه منودوس نداره میفهمی خدا؟ پس چرایه کاری نمیکنی؟ مگه نمیگی هیچ وقت بنده هاتو تنها نمیزاری ای خداچرااشکامونمیبینی؟ خداجون تنهایی واسه خودت خوبه من دوس ندارم تنها باشم میدونین الان یاده چه اهنگی افتادم؟ اونیکه یه وقتی تنها کسم بود تنها پناهه دله بی کسم بود تنهام گذاشت ورفت ازکنارم ازدرده دوریش من بی قرارم.... خیال میکردم پیشم میمونه ترانه عشق واسم میخونه خیال میکردم بام همزبونه نمیدونست نامهربونه..... ای خدایاسعیدموبهم برگردون یا منوببرباخودت بزارراحت بشم من بدونه اون هیچی رونمیخوام این زندگی دیگه واسم سخت شده... بای
نظرات شما عزیزان:
پاسخ:khili ghashnge kasi dard dashte bashe are?
خیلی قشنگ بود